Figo Adios

euro2000 و درخشش پرتقال ، اولين باری بود که بازيهای فيگو رو به دقت نگاه می کردم. بازيکن منفور من ( بنده شديدا آنتی بارسا هستم ) اينبار با پيراهن پرتقال خوش می درخشيد و با تکنيک ناب ، پاسها و سانترهای استثنائی خود پرتقال را رهبری می کرد. بعد از euro200 زمزمه هايی دز مورد پيوستن فيگو به رئال به گوش می رسيد. سال ۲۰۰۰ اولين سال رياست فلورنتينو بود.فلورنتينو با وعده هايی که به ظاهر دست نيافتنی بودند عنوان رياست رئال را به خود اختصاص داده بود.
" آرش ، فيگو هم که داره مياد رئال ؟
نه بابا از اين حرفها زياد می زنن "
ولی فلورنتينو مصمم بود تا به وعده هايش جامه عمل بپوشونه ، شماره ۱۰ رئال بر تن فيگو 
، بهترين تصميمی که فيگو می تونست بگيره ، رئال و بارسا اصلا قابل قياس نيستن چه از نظر سطح فوتبال ، چه از نظر کسب عناوين و افتخار . فيگو که در بارسا درجا می زد با پيوستن به رئال ، تونست توپ طلای اروپا را صاحب بشه. همچنين قهرمانی در ليگ قهرمانان ، عنوانی که اگر در بارسا بود بايد خوابشو می ديد.
هيچ وقت بازگشت فيگو به نيو کمپ رو فراموش نمی کنم. ۱۰۰ هزار طرفدار بارسا که خشمگينانه انتظار فيگو را می کشيدند. باران فحش و ناسزا ، ولی فيگو به خوبی تونست به جو ورزشگاه عادت کنه . فيگو منتظر انتقام بود ، منتظر بود تا جواب فحش و دشنامها رو تو زمين فوتبال بده ....
۲ سال پيش دقيقا در چنين روزی ، روز تولد فيگو ، بازی رئال و بارسا در برنابئو . رئال نيمه اول با گل مورينتس پيش افتاده بود . نيمه دوم و دقايق واپسين بازی و لحظه انتقام :
" ( گزارشگر اون بازی فردوسی پور بود ) : زيدان پاس می ده به مک منمن ، پاس عمقی برای رائول ، حرکت بدون توپ رائول ، فيگو و گل . گل دوم برای رئال . رئال ۲ بارسا ۰ ، چه می کنه اين رائول ، حرکت استثنائی رائول ، تنها يه بازيکن باهوش می تونه با چنين ظرافتی مدافعان را از سر راه برداره و ضربه دقيق فيگو.... "
فردای اون روز روزنامه خبر ورزشی چنين تيتر زده بود : " جشن تولد فيگو عزای بارسلون شد "
فيگو امسال در چهارمين سال حضور خود در رئال مصمم است که ناکامی فصل گذشته خودشو در ليگ قهرمانان جبران کنه .با بازيهای درخشان وی و ديگر بازيکنان رئال ، هواداران از حالا خودشونو آماده تدارک جشنهای دهمين قهرمانی رئال می بينند.
( نقل از آرشيو وبلاگ ، آبان ۸۲ )
فاجعه
پايان تلخ قصه ي رئال
نمي دونم چرا باختيم اصلا مستحق باخت نبوديم واقعا خيلي بد بود باز هم در دل آلپي حذف شديم تو اين بازي اگه نگيم بازي به نفع رئال بود بي شك يووه برتري نداشت ولي تيمي برنده ست كه از موقعيتهاش استفاده كهنه و بتونه از نيروهاي ذخيره ش به موقع سود ببره كاري كه كاپلو به نحو احسن انجام داد و لوگزامبورگو كاملا برعكس اون رو انجام داد
نيمه اول :
رئال در اين نيمه يك بازي منطقي و بسيار خوب رو انجام داد و به جز چند دقيقه ي ابتدايي كه با يك فرصت براي ابراهيموويچ همراه بود يووه انگار نه انگار كه 1-0 عقبه ولي يووه هم به خوبي راهاي نفوذ رئال رو بسته بود و كارلوس كه در بازي قبل بيشترين حملات رئال توسط اون انجام ميشد كاملا مهار شده بود ولي رئال در دفاع عالي بود و توپ و ميدان رو در اختيار داشت نكته ي جالب اين نيمه بود كه مثل اينكه به داور گفته شده بود اصلا پشت محوطه جريمه واسه رئال هر خطايي شد نگير و كوچكترين برخوردها رو پشت محوطه واسه يووه خطا بگير
نيمه دوم:
نيمه ي دوم هم تا پانزده دقيقه به پايان كاملا برتري محسوس از آن رئال بود و چند تا موقعيت خوب گلزني هم داشت از جمله به ضربه ي پاي چپ سهمگين كارلوس رو كه بوفون گرفت اشاره كرد اما در 15 دقيقه پاياني بود كه يووه به اون چيزي كه ميخواست رسيد كاپلو كه ترزگه رو گذاشته بود تا بعد از خسته شدن خط دفاع رئال اونو وارد زمين بكنه همراه اون تاكيناردي تازه نفس رو هم به بازي فرستاد در دقيقه ي 74 بود كه عجيب ترين تعويض عمرم رو ديدم زيدان ميره بيرون و گوتي مياد تو
يعني لوگزامبورگو نميفهمه كه نبايد امپراتور مركز زمين خودشو بيرون بكشه
نه بي شك نميفهمه اگه ميفهميد رئال الان جز 8 تيم برتر اروپا بود شايد 50 ثانيه از خروج زيدان نگذشته بود كه گوتي يه توپ رو لو داد و با سانتر كاموراننزي و ضربه ي سر زلاتان و ضربه ي آكروباتيك ترزگه همه چيز به تساوي كشيده شد به نظر من كاسياس در اين گل كاملا مقصر بود بازي باز هم متعادل ميشه و حملات جسته گريخته رئال هم به جايي نميرسه رونالدو يه گل ميزه ولي نه در آفسايد بازي ادامه پيدا ميكنه و همه چيز مساويه ولي نه لوگزا دست بردار نيست سولاري رو بجاي بكهام وارد زمين ميكنه بكهامي كه ميتونست در يك لحظه با يك ضربه ي كاشته ي ديدني رئال رو به مرحله بعد ببره ولي باز هم صبر ميكنيم 90 دقيقه تمام شد بازي در وقت اضافي دنبال خواهد شد
نيمه اول وقت اضافي:
دو تيم خيلي با احتياط بازي ميكنن در دقيقه ي 95 واي
لوگزامبورگو شاهكار تعويضهاش رو كامل ميكنه و اوون رو به جاي رائول وارد زمين ميكنه درسته كه رائول اصلا خوب كار نكرده بود ولي نبايد در اون شرايط لوگزامبورگو ميومد و روح رئال رو تعويض ميكرد ولي اين كار رو كرد بعد از اين روحيه ي بازيكنان رئال كاملا تحليل رفته بود و همه انتظار كشيدن بازي به ضربات پنالتي را داشتند
نيمه دوم وقت اضافه:
بازي همچنان محتاط هستند و هرده به ضربات پنالتي مي اندشيند در دقيقه ي 112 يك درگيري ميان تاكيناردي و رونالدو صورت مي گيرد و منجر به اخراج هر دو مي شود يك ضربه ي كاشته در موقعيت خو براي رئال شايد اگر بكهام بود طرفداران رئال تا 5 دقيقه ي ديگر با چشمهاي گريان به رخت خواب نميرفتند اما نه بكهام نبود فيگو ميزند اه از نهاد طرفداران رئال بر ميخيزد توپ با اختلاف كمتر از نيم متر به اوت ميرود دقيقه ي 119 دقيقه اي كه هيچ گاه هيچ يك از طرفداران رئال آن را فراموش نمي كنند توپي كه از جناح چپ ارسال ميشود رائول براوو توپ را براي زالايتا آماده ميكند و ...
پس از گل رئال هر چه زد به در بسته زد و يووه با بازي بحريني خود توانست اين چند دقيقه را هم سپري كند
بله بايد باور كرد ليگ قهرمانان يتيم شد چون ديگر رئال مادريدي در آن وجود ندارد
من هم مانند خيلي از هواداران رئال ديشب از فرط ناراحتي و گريه نخوابيدم و بي شك امشب هم نمي توانم بخوابم ولي چه ميشود كرد ديگر رئال حذف شده
اين حقيقت فوتبال است بي شك چيزي كه بسياري از هواداران رئال را ناراحت ميكند حضور تيمهايي مانند ليون ليورپول آيندهوون و بايرن در مرحله ي بعد است در حالي كه رئال ديگر حذف شده
مطمئن باشد رئال هيچ چيز از ميلان و چلسي براي قهرماني كم نداشت ولي انگار زمين و زمان حكم بر حذف رئال داده بودند
اميد به فتح لاليگا
به قول يکی از عزيزان رئالی:
و فوتبال بازي لحطه هاست.............
لحظه هايي كه گاه بذر شادي در دلهايمان مي پاشد و گاه ان را به دريايي از غم مبدل مي كند
گاه اشك شوق از چشمانمان جاري مينمايد و گاه لبخندي تلخ بر لبمان مي نشاند
به راستي كه فوتبال معجوني اعجاب اميز است از لبخندهاي زود گذر وگريه هايي بي دليل
از استرس هاي مرگ اسا وشادي هايي كه تو را در ميان ابر ها به پرواز در مي اورد..
اما فراموش نگردد كه تمام اين ها يك لحظه است
در يك لحظه است كه تو از قله شادي به دره ي اندوه پرت مي شوي
تنها يك لحظه...
تقديم به ريالي ها و با ارزوي موفقيت در دوره هاي بعدي

دل پيرو:
تيمهاي معدودي توانايي مقابله با رئال را دارند
بعد از ناكامي تيمهاي يوونتوس و رئال مادريد در رقابتهاي اين هفته باشگاهي ايتاليا و اسپانيا، هر دو تيم مصمم هستند تلخكامي خود را با كسب نتيجه در ديدار سهشنبه شب جام قهرماني باشگاههاي اروپا جبران كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از مادريد، تيم رئال اولين شكست خود بعد از آغاز سرمربيگري "واندرلي لوكزامبورگو" را روز شنبه مقابل اتلتيك بيلبائو متحمل شد اما يوونتوس دست كم اين شانس را داشت كه مقابل مسينا به تساوي بدون گل تن دهد با اين وجود از دست دادن دو امتياز به آث ميلان امكان داد به صدرجدول راه يابد.
در آن سو لوكزامبورگو تلخي شكست ۲بر صفر را از خاطر برده و به بازيكنانش هشدار ميدهد حتي يك لحظه از گردش توپ در ديدار با يوونتوس غافل نشوند.
دو تيم در فينال رقابتهاي سال ۱۹۹۸مقابل هم قرار گرفتند كه رئال با يك گل به قهرماني دست يافت.
سرمربي برزيلي رئال معتقد است: رقابتهاي چمپيونزليگ در سطحي كاملا متفاوت نسبت به لاليگا برگزار ميشود و بازيكنان ميدانند كه حضورشان در اين مسابقات ممكن است تنها ۱۸۰دقيقه ديگر دوام داشته باشد. انتظار دارم همه حواس و توجه شان را به مسابقه دهند و به شكست روز شنبه فكر نكنند.
آلساندرو دل پيهرو مهاجم باشگاه يوونتوس و تيم ملي فوتبال ايتاليا معتقد است "تيمهاي معدودي توانايي هماوردي با رئال را دارند. اين ديدار ميتوانست فينال چمپيونزليگ باشد بويژه از اين جهت كه در سالهاي اخير رئال مجموعهاي از ستارگان جهان را در خود جاي داده است."
وي افزود: يوونتوس نيز گرچه در مسابقات اخير خود متحمل شكست شد، اما از نظر رواني در بهترين وضعيت قرار داريم.
يوونتوس گرچه از نظر روحي مشكلي ندارد اما نگرانيهاي ديگري در حاشيه اين تيم وجود دارد.
پاول ندود هافبك اهل چك اين تيم از هنگام مصدوميت خود در ماه گذشته بازي نكرده و گرچه به مادريد سفر ميكند اما احتمال كمي وجود دارد كه به ميدان رود.
ندود تمريناتش را به تنهايي پيگيري كرده تا براي مصاف با رئال آماده شود اما فابيو كاپلو سرمربي يوونتوس تا سهشنبه شب نميتواند از آمادگي وي مطمئن شود.
وي گفت: ما بازيكنان ديگري سواي ندود داريم اما نبود او هميشه احساس ميشود. او بازيكني سرعتي و هجومي است كه حتي در لحظاتي از مسابقه ميتواند آهنگ بازي را تغيير دهد.
كاپلو در سال ۹۷رئال را به قهرماني در ليگ دسته يك اسپانيا نايل كرده اما فردا ديويد تره زگه مهاجم فرانسوي خود را به دليل ابتلا به آنفلوآنزا در اختيار نخواهد داشت.
مصدوميت ميشل سالگادو مهمترين نگراني رئال است كه مقابل اتلتيك بيلبائو از ناحيه پاي چپ دچار آسيب ديدگي شده و به جاي وي آلوارو آربولئا اولين حضور در چمپيونزليگ را تجربه ميكند.
ديدار با يوونتوس به ناچار خاطرات بسياري را براي زينالدين زيدان زنده ميكند. زيدان از سال ۱۹۹۶تا ۲۰۰۱در يوونتوس حضور داشت اما ناتواني آنان در كسب مهمترين عنوان قهرماني اروپا، يكي از انگيزههاي مهم وي براي قبول پيشنهاد تيم پايتخت محور رئال بود كه هنوز هم با مبلغ ۷۵/۱ميليون يورو، ركورددار جهان است.
وي اظهارداشت: هنوز دوستان زيادي در تورين دارم كه منحصر به باشگاه يوونتوس نيستند و از نانوا، تا برخي رانندگان تاكسي و حتي آرايشگر سابقم تلفني بليت مسابقه را جويا ميشوند.
زيدان تصريح كرد: بسيار دوست دارم يك گل به يوونتوس بزنم اما صرفا به اين دليل كه به رئال كمك كنم يك گام بيشتر به كسب قهرماني نزديك شود.
با اينكه دوران خوشي در يووه داشتهام اما بديهي است كه رئال براي صعود بايد اين تيم را شكست دهد. گمان نميكنم هواداران يوونتوس مرا به خاطر تلاش به اين منظور مورد سرزنش قرار دهند.
بعد از ناكامي تيمهاي يوونتوس و رئال مادريد در رقابتهاي اين هفته باشگاهي ايتاليا و اسپانيا، هر دو تيم مصمم هستند تلخكامي خود را با كسب نتيجه در ديدار سهشنبه شب جام قهرماني باشگاههاي اروپا جبران كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از مادريد، تيم رئال اولين شكست خود بعد از آغاز سرمربيگري "واندرلي لوكزامبورگو" را روز شنبه مقابل اتلتيك بيلبائو متحمل شد اما يوونتوس دست كم اين شانس را داشت كه مقابل مسينا به تساوي بدون گل تن دهد با اين وجود از دست دادن دو امتياز به آث ميلان امكان داد به صدرجدول راه يابد.
در آن سو لوكزامبورگو تلخي شكست ۲بر صفر را از خاطر برده و به بازيكنانش هشدار ميدهد حتي يك لحظه از گردش توپ در ديدار با يوونتوس غافل نشوند.
دو تيم در فينال رقابتهاي سال ۱۹۹۸مقابل هم قرار گرفتند كه رئال با يك گل به قهرماني دست يافت.
سرمربي برزيلي رئال معتقد است: رقابتهاي چمپيونزليگ در سطحي كاملا متفاوت نسبت به لاليگا برگزار ميشود و بازيكنان ميدانند كه حضورشان در اين مسابقات ممكن است تنها ۱۸۰دقيقه ديگر دوام داشته باشد. انتظار دارم همه حواس و توجه شان را به مسابقه دهند و به شكست روز شنبه فكر نكنند.
آلساندرو دل پيهرو مهاجم باشگاه يوونتوس و تيم ملي فوتبال ايتاليا معتقد است "تيمهاي معدودي توانايي هماوردي با رئال را دارند. اين ديدار ميتوانست فينال چمپيونزليگ باشد بويژه از اين جهت كه در سالهاي اخير رئال مجموعهاي از ستارگان جهان را در خود جاي داده است."
وي افزود: يوونتوس نيز گرچه در مسابقات اخير خود متحمل شكست شد، اما از نظر رواني در بهترين وضعيت قرار داريم.
يوونتوس گرچه از نظر روحي مشكلي ندارد اما نگرانيهاي ديگري در حاشيه اين تيم وجود دارد.
پاول ندود هافبك اهل چك اين تيم از هنگام مصدوميت خود در ماه گذشته بازي نكرده و گرچه به مادريد سفر ميكند اما احتمال كمي وجود دارد كه به ميدان رود.
ندود تمريناتش را به تنهايي پيگيري كرده تا براي مصاف با رئال آماده شود اما فابيو كاپلو سرمربي يوونتوس تا سهشنبه شب نميتواند از آمادگي وي مطمئن شود.
وي گفت: ما بازيكنان ديگري سواي ندود داريم اما نبود او هميشه احساس ميشود. او بازيكني سرعتي و هجومي است كه حتي در لحظاتي از مسابقه ميتواند آهنگ بازي را تغيير دهد.
كاپلو در سال ۹۷رئال را به قهرماني در ليگ دسته يك اسپانيا نايل كرده اما فردا ديويد تره زگه مهاجم فرانسوي خود را به دليل ابتلا به آنفلوآنزا در اختيار نخواهد داشت.
مصدوميت ميشل سالگادو مهمترين نگراني رئال است كه مقابل اتلتيك بيلبائو از ناحيه پاي چپ دچار آسيب ديدگي شده و به جاي وي آلوارو آربولئا اولين حضور در چمپيونزليگ را تجربه ميكند.
ديدار با يوونتوس به ناچار خاطرات بسياري را براي زينالدين زيدان زنده ميكند. زيدان از سال ۱۹۹۶تا ۲۰۰۱در يوونتوس حضور داشت اما ناتواني آنان در كسب مهمترين عنوان قهرماني اروپا، يكي از انگيزههاي مهم وي براي قبول پيشنهاد تيم پايتخت محور رئال بود كه هنوز هم با مبلغ ۷۵/۱ميليون يورو، ركورددار جهان است.
وي اظهارداشت: هنوز دوستان زيادي در تورين دارم كه منحصر به باشگاه يوونتوس نيستند و از نانوا، تا برخي رانندگان تاكسي و حتي آرايشگر سابقم تلفني بليت مسابقه را جويا ميشوند.
زيدان تصريح كرد: بسيار دوست دارم يك گل به يوونتوس بزنم اما صرفا به اين دليل كه به رئال كمك كنم يك گام بيشتر به كسب قهرماني نزديك شود.
با اينكه دوران خوشي در يووه داشتهام اما بديهي است كه رئال براي صعود بايد اين تيم را شكست دهد. گمان نميكنم هواداران يوونتوس مرا به خاطر تلاش به اين منظور مورد سرزنش قرار دهند.
|
مرگ آنتىمادريديسمو در السادار | |
|

باز گشت سلاطين
در دومين ديدار حساس و تعيينکننده شب اول از هفته بيست و دوم رئالمادريد توانست در سانتياگو برنابئوى آبى اسپانيول مدعى را با نتيجه چهار بر صفر شکست دهد. تساوى والنسيا در ديدار قبلى و چنين شکوهى از مردان رئالمادريد وب سايت رويترز را بر آن داشت تا اينکه تيتر بزند: «حالا ديگر اسپانيا فقط دو اسب براى مسابقه دارد» و اين دو اسب تندرو به طرز بىسابقهاى هيجان و استرس و زيبايى فوتبال حرفهاى را در لاليگاى فصل -2005 2004 به اوج رساندهاند. زينالدين زيدان، رائول (دو گل) و گراوسن گلهاى زيباى رئالمادريد را به ثمر رساندند تا قبل از ديدار بارسا- اتلتيکو، اختلاف امتياز رئال و بارسا به رقم چهار رسيده باشد و رئال مادريد با اين پيروزى درخشان ششمين پيروزى خود را نيز جشن گرفت. در تيمى که گوتى بازى کند و گراوسن گل بزند ديگر نبايد نگران چيزى باشيد. تنها حادثه بد براى رئالىها دو اخطاره شدن لوئيس فيگو و نبود او در بازى رئال مقابل اوساسوناست.
در تيم رئالمادريد، کاسياس، سالگادو، ساموئل، الگهرا، روبرتو کارلوس، گوتی، بکام سولارى 76)، فيگو، زيدان (گراوسن57)، رائول (اوون76) و رونالدو حضور داشتند و براى اسپانيول نيز کامنی، ايبارا، لوپو، سولدويا، دومی، ايتو، خارکه، سرانو (کورو 60)، دلانپيا، (دنى جاناتان 76) و ماکسى (آماويسکا 79) بازى مىکردند. زينالدين زيدان گل نخست رئال مادريد را با يک حرکت زيبا و جا گذاشتن ايبارا در يک لحظه غفلت او به ثمر رساند. ورزشگاه فرياد زيدان جوان را سر مىداد و او با روحيهاى مضاعف مىدويد. گل دوم رئالمادريد در دقيقه 29 توسط رائول روى اثرگذارى شوت سهمگين فيگو به ثمر رسيد. رائول کاپيتان بزرگ رئالمادريد در دقيقه 75 نيز توسط سولارى صاحب توپ شد و گل سوم را نيز وارد دروازه کامنى کرد. چه کسى باور مىکرد لوکزامبورگو به وعده خود آن هم پس از دو گل رائول عمل کند. او اوون را به جاى رائول مافيايى وارد زمين ساخت تا ثابت کند تحت تأثير هيچ جوى نيست. صرفنظر از تعويض احساسى او تاکتيک وى ايدهآل بود و اسپانيول به واقع در برابر غول برتر لاليگا زانو زده بود و چه کسى کار را تمام کرد!
تامی، توماس گراوسن قدرتمند و پرانگيزه که در دقيقه 57 به جاى زيدان به ميدان آمده بود از فاصلهاى فاحش و قابل تأمل شوت سهمگين زد و گل چهارم رئال مادريد را به ثمر رساند.
نتايج ديدارهاى شب اول از هفته 22
* رئال سوسيهداد 3 - والنسيا 3
گلها: نيهات (45 و 90)، آرانبورو (80) براى سوسيهداد و دىوايو (9)، باراخا (82) خيسکو (88) براى والنسيا
* رئالمادريد 4 - اسپانيول صفر
گلها: زيدان (13)، رائول (30 و 75) و گراوسن (84)
در ضمن باخت تحقير آميز بارسا در نيو کمپ رو هم تبريک ميگم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رائول کسی که با همه فرق دارد
یك اسپانيايي به تاريخ پيوسته است. كاپيتان تيم پر از قهرمانان بزرگ، گلزن نامدار ليگ قهرمانان، داراي همسر و حساب بانكي نجومي. پس چرا او تا اين حد زندگي را سخت مي گيرد؟
رائول گونسالس بلانكو از مشهورترين مردان قهرمان و ورزشكار در جهان است. او گلهاي فراواني در ليگ قهرمانان به ثمر رسانده و 3 بار كاپ پر عظمت آن را بر بالاي سر خود گرفته است. او در اسپانيا از شهرت فراواني برخوردار است. زماني كه سر آلكس فرگوسن او را بهترين بازيكن دنيا ناميد، خيلي از منتقدان او در مورد اهانتها و تهمت هاي سرسام آور، سكوت اختيار كردند.
او خيلي جدي كار مي كند و در سختي ها همواره مي خندد. لبخند او نزد هواداران رئال مادريد بسيار معروف و دوست داشتني است. او در رئال مادريد يك بازيكن ثابت و حياتي است. او از 17 سالگي به يكباره در دنياي فوتبال شناخته شده و همگان بازي پا به توپ او را تحسين كردند.
فلورنتينوپرس هر سال يك ستاره بزرگ خريداري مي كند اما كدام ستاره پس از اين همه سال، جاي رائول را در قلب هواداران رئال مادريد و اسپانيا گرفته است؟
او زياد در محافل خبري و ورزشي حاضر نمي شود و دوست ندارد زياد مصاحبه كند و از حاشيه متنفر است. او مي گويد: «احتياجي به توجه سايرين ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند ، نه به خاطر شهرت، ثروت و قيافه».
او خيلي ساكت است، بسيار مؤدب و رقص تانگوي مثال زدني اي دارد، تانگوي او همان قدر زيباست كه حركات پا به توپش . اما برخلاف اين همه روحيه مثبت همراه با خنده و شادي كه از او شنيده بودم، وقتي وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خيلي غمگين به نظر رسيد. از او پرسيده ام كه آيا مشلي برايت پيش آمده يا خير؟ ولي او فقط سكوت كرد. سپس تنها چيزي كه به نظرم رسيد اين بود كه از او بخواهم بگويد سيب! كمي خنديد سپس باب مكالمه و گفتگو آغاز شد.
او همانطور كه توپ را كنترل مي كند، زبانش را نيز كنترل مي كند. بسيار منطقي و ساكت است. او در زمين لاس روساس كه رئال مادريد از فدراسيون فوتبال اسپانيا اجاره كرده است. هميشه آخرين نفري است كه از زمين خارج مي شود و در حالي كه ساير بازيكنان با بي.ام.و هاي خود به سرعت و با سر و صدا از ميان جمعيت عبور مي كنند، او صبر مي كند تا هيجانها فروكش كند و سپس از درهاي زرد پشتي زمين تمرين به آرامي و غرق در سكوت از آنجا خارج مي شود.
رائول با همه فرق دارد. وقتي مي خواهم از كارلوس بنويسم مي روم به سراغ صحراي افريقا؟ نه ببخشيد، سر بدون موي او و يا داندانهاي جالبش، درباره رونالدو از چيزهايي مثل هويج يا زانوي شكسته يا مردي كه ماهي يك بار زنش را طلاق مي دهد، درباره زيدان، خروسي كه گاهي عصبي مي شود، درباره بكام، هواپيماي جتي كه او را در عرض 3 ثانيه! به كره ماه مي رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترين است اما راستش را بخواهيد نمي دانم كه بايد درباره رائول چه بنويسيم! او دوست ندارد فيلم بازي كند يا در برنامه هاي تبليغاتي شركت داشته باشد. وقتي از او مي پرسم كه دوست داري اوقات گرانبهايت را چگونه بگذراني تا شايد سوژه اي به دستم بيايد او مي گويد: «دوست دارم پهلوي گرانبهاترين موجود دنيا يعني همسر زيبايم نشسته باشم و با او صحبت كنم. ديگر هيچ چيزي نمي خواهم» خوب، با اين همه احساسات كه نمي شود با سلاح قلم، بازي حاشيه اي كرد! سعي مي كنم با هنر خود او را تحت فشار قرار دهم تا شايد بشود مصاحبه را جنجالي كرد! اما سكوت او ربطي به مظلوميت او ندارد و خيلي هم روانشناسي مي داند و حساب شده محيط اطرافش را كنترل مي كند و اجازه نمي دهد كسي او را تحت فشار قرار دهد. راستي رائول يك موبايل جديد خريده است. گوشي آبي رنگش از كيف بغل او قابل رؤيت است اما آنقدر خشك و جدي نگاه مي كند كه خجالت مي كشم، يك خنده شبيه قهقهه از او راجع به موبايلش بپرسم.
موبايل كه نشد سوژه! چند ورق كاغذ هم در كيف او ديده مي شود، او يك شلوار جين پوشيده است كه رنگ آن تازه در اسپانيا و مخصوصاً مادريد مد شده است اين نشان مي دهد كه رائول به مد روز بودن هم خيلي اهميت مي دهد. او در سال 1997 ماه ژوئن و در شهر مادريد به دنيا آمده است. كاپيتان رئال از آتلتيكو مادريد شروع كرده است و خسوس خيل تا زماني كه رياست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تيم جوانان آتلتيكو پرورش داد.
او در سن 15 سالگي مجبور مي شود به خاطر شغل پدرش از شهر مانسانارس به كاستيانا نقل مكان كند. او در اين باره مي گويد: «خيلي شانس آوردم. سفر به كاستيانا باعث شد از آتلتيكوي تاريخي فاصله بگيرم و به رئال مادريد پناه بياورم. جايي كه منزل اول و آخرم شد و براي هميشه جاي آرامش و فوتبال حرفه اي خود را يافتم.»
خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمي و بزرگ آتلتيكومادريد هستند و در دربي هاي بزرگ مادريد، آنها با وجود بازي رائول در رئال، هواداران آتلتيكومادريد هستند.
رائول در نخستين ديدار مادريد و آتلتيكو در خط حمله مادريد، پيروزي 4 بر 3 رئال را تجربه كرد. او در آن ديدار هت تريك كرد! و رؤساي رئال مادريد را شگفت زده ساخت. او از 17 سالگي وارد رئال مادريد شده و اكنون فرزند رئال مادريد يا فرزند برنابئوي آبي لقب گرفته است. خورخه والدانو در زمان 17 سالگي رائول، مربي رئال بود.
والدانو كه اكنون مدير فني يا رئيس بخش ورزشي رئال مادريد است درباره رائول مي گويد: «با ديدن او و اشتياقش براي بازي فوتبال به ياد جوانان مشتاق آرژانتيني مي افتادم. او عالي كار مي كرد و من در تمام بازي ها به او ميدان مي دادم تا روز به روز پيشرفت كند. آينده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح مي ديدم.»
والدانو در ادامه مي گويد: «من گاهي او را وارد زمين نمي كردم و او بسيار عصبي و دلگير مي شد. سپس نزد من مي آمد و مي گفت كه اگر مي خواهي پيروز شوي مرا وارد زمين كن. من هم مي دانستم كه راست مي گويد چون به محض ورود به زمين حريف را چنان گيج مي كرد كه اگر خودش در عرض 60 دقيقه گل نمي زد، لااقل باعث گلزني هم تيم هايش مي شد اما براي اينكه ياد نگيرد به من دستور بدهد گاهي حرف او را عليرغم شكست تيم گوش نمي كردم. او بايد احترام به مربي را ياد مي گرفت.»
رائول در اين باره مي گويد: «رفتار كودكانه ام را نمي توانستم عوض كنم. هر كسي ذات خود را دارد. فوتبال هم فوتبال است. نقش من گل زدن بود و والدانو هم اين مي دانست.»
رائول مي گويد: « بله قبول دارم من در كودكي گاهي خيلي عصبي مي شدم و حتي يادم مي آيد كه چند بار در عالم كودكي خود با والدانو جنگ لفظي هم داشته ام!»
رائول 17 ساله در آن زمان كساني مثل لادروپ، بوتراگوئنو، ردوندو، چندو، هيه روي جوان! ... خيلي از بزرگان را ملاقات كرد. او در لاليگا يك گلزن تمام عيار بود تا اينكه بيش از 200 گل را به ثمر رساند تا به رائول بزرگ و فراموش نشدني تبديل شود. رائول درباره ورود فلورنتينو پرس به اتاق رياست باشگاه رئال مادريد گفت: «وقتي پرس وارد باشگاه رئال مادريد شد، خيلي از چيزها تغيير كرد. مخصوصاً وضعيت اقتصادي باشگاه كه به مراتب بهتر شد! او ثروت هنگفتي را همراه با خود وارد باشگاه مي كرد. به محض ورود او، رئال مادريد يك تور بزرگ آسيايي را براي نخستين بار تجربه كرد. ما در آن سفر پول زيادي به جيب زديم و بازيكنان كم كم متوجه شدند كه جدا از حقوقشان از راه هاي فراواني مي توانند ثروتمند شوند.
با آمدن پرس فهميدم كه پول يعني سياست و سياست يعني پول!
آسيايي ها طوري در اطراف ما حلقه مي زدند كه گويا ما از كره اي ديگر آمده ايم. جالب است كه در تور آخري كه در همين اواخر داشتيم هم وضع بر همين منوال بود، هر چند آنها پيشرفت بسيار زيادي مخصوصاً در ورزش فوتبال داشته و دارند. وقتي به پرس گفتم كه اينگونه كارها خيلي پولساز هستند، پرس خنديد و گفت: جوان خام، اين تازه قطعه اي كوچك از سمفونيك فلورنتينو پرس است. صبر كن تا تمام ستاره هاي دنيا را در كنار تو جمع كنم. من در آن زمان منظور او را نفهميدم ولي حالا خيلي خوب فهميده ام. اي كاش پرس اين كار را نمي كرد تا رئال مادريد همچنان رئال اسپانيايي ها مي ماند و ما نيز همچنان با همان انگيزه و تلاش و شور و حال فوتبال بازي مي كرديم. من بيشتر بازي خود را مديون مايكل لادروپ هستم. او بسياري از دريبل هاي حياتي و جالب را به من آموخت و من خيلي براي ياد گرفتنشان تلاش كردم. ما قبل از اينكه اين همه ستاره بخريم. 7 تا 8 كاپ قهرماني بزرگ را بالاي سر برده بوديم و اكنون در حسرت يك كاپ جزئي و كم ارزش جام حذفي، انگشت به دهان مي مانيم! ما از آن روزهاي پرفروغ و عالي و پر از شور و حال و انگيزه به شدت فاصله گرفته ايم و من دليل آن را مي دانم روح متعصب و تلاشگرانه باشگاه رئال مادريد سفر كرده است و ديگر خبري از پيرمرد افسانه اي مادريد و كركس وحشي غريزه گلزني در كوهستان سرد مادريد كه هرگز سربرنتافت نيست. حالا ديگر همه غرق در فيلم هاي تبليغاتي و ثروت هاي باد آورده اي هستند كه در هر صورت آينده آنها را در سنين بالا تضمين كرده است اما چه آينده اي بهتر از اينكه وارد اتاقشان شويد و از ديدن تالار افتخارات به خود بباليد. مرور خاطرات آميخته با فوتبال ناب بهترين تفريح دوران كهولت من خواهد بود من نه قصر مي خواهم و نه بي ام وهايي با قيمت هاي نجومي. من فقط يك ورزشگاه پر از هوادار عاشق مي خواهم و يك توپ و گلزني و ديگر هيچ!
روزي كه فهميدم موري ينتس، ردوندو و هيه رو از رئال مادريد رفتني هستند فهميدم كه پرس به راحتي آب خوردن در حال از بين بردن رئال مادريد است. رفتن هيه رو تلخ ترين فاجعه زندگي من بود و پرس را هرگز به خاطر اين خيانت هولناكش نخواهم بخشيد. خريد بكام هم در نوع خود بي نظير بود. نمي دانم چه بگويم! در هر حال او بازيكن بزرگي است اما وقتي روح فوتبال از رئال رفته بود ديگر برايم فرقي نمي كرد كه يك افريقايي گمنام به تيم ما بيايد يا يك ديويد بكام بزرگ! نه ديگر برايم فرقي نمي كرد. بكام آمده بود و هواداران ناآگاه رئال در فرودگاه مادريد جشن بدبختي و سياه روزي تيمشان را بي آنكه خود بدانند بر پا كرده بودند. بكام به خيلي از هم تيمي هاي من آموخت كه با كمي آرايش و كارهاي مردم پسند مثل عوض كردن مدل مو و عكس هاي تبليغاتي و انحرافي، مي توان قهرمان بزرگي شد و خيلي ها هم مثل او شدند و من از اين بابت براي تمام آنها كه روزي خود را سرباز رئال مادريد معرفي مي كردند و حالا حتي در سر تمرينات هم به موقع نمي آيند واقعاً متاسفم.
رائول درباره ريه ز مي گويد: «او به يك فوق ستاره در ليگ برتر تبديل خواهد شد. من به او و بازي اش ايمان كامل دارم و اميدوارم جملاتي مثل غربت و دوري از وطن و ديگر مسائل پيش پا افتاده او را در انجام وظيفه دشوارش، دلسرد نكند.
ريه ز پيام آور فوتبال ناب اسپانياست و ونگر بايد خيلي خوشحال باشد يك اسپانيايي تمام عيار را به خدمت گرفته است كه در كنار هانري جادوگر، او هم جادوگري كند!»
رائول در ادامه درباره رفتن هيه رو از رئال به سوي خاورميانه مي گويد: «خداي من چه حقارتي بالاتر از اينكه پادشاه رئال يعني هي رو، اكنون در نقطه دور افتاده و كم اهميت رو به فراموشي گذاشته باشد! هي رو وقتي با باشگاه تسويه حساب كرد، در هنگام رفتن استوكهاي خود را درآورد و به من داد و از من خواست تا هر ماه يك بار آنها را با خودم باشگاه بياورم يك دور كاملا از طرف او دور تا دور ورزشگاه را بدوم. چنين عشقي چرا بايد به سرزمين دور افتاده تبعيد شود؟! وقتي هيه رو از رئال مادريد رفت من هم فكر كردم كه رفتني هستم اما بازي هاي خوبم باعث شد از روي اجبار هم كه شده آخرين رئال مادريدي واقعي را حفظ كنند. البته كساني مثل سالگادو، كارلوس، هگله را، بورخا، كاسياس و ... هم هنوز قلبشان براي رئال مادريد زير پا له شده مي تپد اما اين تپيدن معطل تزريق يك داروي بيهوشي است تا براي هميشه از پا در آيد. اين داروي بيهوشي يك خريد ديگر مثل خريد بكام خواهد بود كه بسيار قريب الوقوع به نظر مي رسد.»
رائول درباره زيدان مي گويد: « بله، درست است او يك جادوگر، يك فوتباليست بزرگ و يك استاد تمام عيار در تمام زمينه هاي حرفه اي، اخلاق، جوانمردي و ... است اما چرا من بايد از يك فرانسوي در رئال مادريد خالي از اسپانيايي صحبت كنم؟! زيدان خيلي به رئال مادريد كمك كرده است، آنقدر كه هرگز به خود اجازه نخواهم داد، درباره اش انتقاد منفي كنم اما به من حق بدهيد كه در اين باره عصبي بشوم!»
«من هميشه گفته ام كه بكام يك بازيكن بزرگ است اما به من چه ربطي دارد كه او چگونه است؟» وقتي بكام سرگرم گرفتن عكسهاي قابل رؤيت در سن بالاي هجده سال است! رائول در كنار كودكان كم سن و سال در برنابئو و در زمين شماره 4 در حال بازي و تفريح است. او بارها در طول ماه به بيمارستانهايي كه كودكان سرطاني را نگه مي دارد سر مي زند و توپهاي امضا شده را با اشك شوق به آنها هديه مي دهد. اگر بشود شب را پيش آنها مي ماند! با توجه به چنين تفاوتهايي خيلي راحت مي شود فهميد كه چرا رائول اينگونه از ورود غريبه ها به رئال مادريد كبير، ناراحت و نگران ديده مي شود!
رائول مي گويد: «بكام توانايي هاي فيگو را ندارد و مردم به اين مسأله كاملاً واقف هستند. او سانترهاي خوبي دارد و گاهي خيلي جنگنده است اما آيا همين كافيست كه تمام ما به خاطر او و كارهاي تبليغاتي اش طي 18 روز آسيا را بگرديم و خسته و كوفته به اسپانيا و لاليگا بازگرديم؟! بكام از ترس ترور، حتي به كودكان معصوم سرطاني هم نزديك نمي شود! رائول مي گويد: «اي كاش مك منمن هنوز در رئال بود. او يك انگليسي بود اما نه مثل بكام. او فهميده بود كه هواداران رئال از ما چه مي خواهند. او هم مثل من و بعضي از قديمي ها، با تمام وجود و با تك تك سلولهاي بدنش فوتبال بازي مي كرد و هرگز در هراس از مصدوميت هاي طولاني مراقب پاهايش نبود. دلم برايش خيلي تنگ شده است.»
تيه ري هانري در باره رائول مي گويد: «نمي توانم باور كنم كه در جدول فيفا رائول در رتبه هفتم باشد و من رتبه دوم! او تاكنون بايد بارها و بارها توپ طلايي بهترين بازيكن اروپا و حتي جهان را به بالاي سر برده باشد اما تعجب مي كنم كه چرا اين همه بي مهري و كم توجه اي، شامل حال او مي شود؟ شايد به خاطر اين باشد كه او اهل تبليغات و پيگيري كارهاي اداري اش نيست! در هر حال براي او آرزوي موفقيت مي كنم.»
رائول عاشق كارهاي پا به توپ روبرتو باجو است و از او به عنوان اسطوره فوتبال اروپا و البته ايتاليا ياد مي كند. او بازيكن بسيار باهوشي است. از او مي پرسم كه از 10 نمره به خودش نمره بدهد. او مي گويد: 10 از 10. مطمئن هستم كه 10 از 10. سپس به او مي گويم كه آيا كمي خودخواهانه نمره نداده ايد؟
او مي گويد: «چرا خيلي خودخواهانه بود، به هر حال مجبوريد آن را بنويسيد!»
آيا چلسي تا مبلغ 70 ميليون پوند در جستجوي تو بوده است؟
بله، درست است. حتي حاضر بودند بيشتر از اينها بپردازند. اما آبراموويچ يك اشتباه بزرگ كرد و آن اين بود كه دست روي بازيكني گذاشته بود كه تمام زندگي اش رئال مادريد است تمام زندگي من خيلي بيشتر از 70 ميليون پوند مي ارزد و او براي خريد من بايد چند باشگاه چلسي را به پايم بريزد!
از تماشاي كدام بازي ها بيشتر لذت مي بري؟
از تماشاي لاليگا خيلي بيشتر از ساير ليگ ها لذت مي برم. خيلي دوست دارم كه فقط براي يك بار هم كه شده تماشاگر همزمان دربي مادريد باشم اما نمي شود! اما بايد اعتراف كنم كه اگر مي خواهيد از فوتبال لذت ببريد بايد بازي 2 تيم را با دقت تماشا كنيد. يكي آ.اس.رم و ديگري آرسنال! خداي من ، نمي دانم اگر اين 2 تيم روزي در فينال به هم برسند، چه خواهند كرد! بازي رايان كيگز را نيز پيگيري مي كنم. او از آن بازيكن هايي است كه عاشق فوتبال است و عاشقانه فوتبال بازي مي كند.
رائول در مورد جام جهاني و ماجراي كره جنوبي و اسپانيا مي گويد: كره اي ها فكر مي كردند چون ميزبان هستند بايد قهرمان جام جهاني شوند. آنها با داوري هاي خط داده شده بيشتر آبروي خود را بردند تا اينكه بخواهند معروف شوند. اسپانيا مي توانست به كره جنوبي 6 تا 7 گل مسلم بزند اما داوري غلط و خط داده شده ، كمر اسپانيا را شكست.
دوباره برگشتيم!
سلام به همه دوستان عزيز! به خاطر وقفه ۲-۳ ماهه ای که داشتيم و نتونستيم آپديت کنيم ، از همه تون معذرت می خوام.
دوست داشتم ۱۵ بهمن ، روز تولد سلطان داريوش
روز افتتاح مجدد اين وبلاگ باشه ولی با مشکلات عديده ای که برا من پيش اومد! با سه روز تاخير در خدمت رئالی های بزرگوار هستيم. اميدوارم دوستان عزيز هم مانند سابق افتخار همکاری در اين وبلاگ رو به من بدن تا بتونيم هرچه بهتر پوزه ی خيلی ها رو به خاک بماليم.
چند نکته لازم بود که خدمتتون عرض کنم:
-
هر چی من در مقابل توهين ها و فحش ها و .... بعضی از دوستان سکوت کردم ، بيشتر بنده رو مورد لطف قرار دادند. البته از بعضی ها بيش از اين انتظار نمی ره و شعور و فرهنگ اين عده برای رئالی ها کاملا اثبات شده است!
-
مهمترين اشتباه من ، اعتماد بيش از حدی است که به همه دارم. شايد به خاطر سادگيمه ، برا همينه که password وبلاگو در اختيار هر کس که می خواست ، قرار می دادم. تا بالاخره سادگی من کار دستم داد و يکی از اين نون به نرخ روز خورهای آبی و اناری! که الان مثل علف هرز سبز شده اند ، دست به يکی از پست ترين کارهای ممکن زد و با بهم ريختن قالب وبلاگ و پاک کردن تمام نوشته ها ، بار ديگر چهره اين بی فرهنگ های تمدن نديده رو بيش از بيش هويدا کرد و ....
خيلی دوست داشتم اين وبلاگ مثل سابق مکانی باشه برای دوستان با سليقه های مختلف ، مکانی باشه برای کرکری ها و رجز خونی ها و.... ولی حيف که بعضی ها جنبه ندارن!
بنابراين ، من و تمامی دوستانی که با من در اين وبلاگ همکاری دارند ، از جواب دادن به کامنتهای دوستان کاتالان ، معذوريم. اين دوستان عزيز هم به خودشون زحمت نوشتن کامنتهای پر مهر و محبت
هميشگی رو ندن ، چون تمام اين کامنتها پاک ميشه. اصلآ اين دوستان به خودشون زحمت تايپ آدرس وبلاگو هم ندن ، چون اولآ کسی مجبورتون نکرده اينجا تشريف بيارين ، ثانيآ دوست ندارم قداست و پاکی قوهای سفيدی که پيرمرد لامادريدايی قسم خوردشه ، توسط شماها لکه دار بشه
HALA MADRID
PUTA BARCA
نوشته شده توسط: آرش گونزالس


